تبليغاتX
با دردم بساز ای دوست

با دردم بساز ای دوست

سرو کم سایه

آخرین پست


من یک مدت بسیار طولانی دیگر این بلاگ را آپ نمی کنم به خاطر دلایل خاصی
ابتدا خواستم حذف کنم ولی این کارو نمی کنم یعنی دلم نیومد با اینکه بلاگ زیبا و پر بیننده ای ندارم ولی دوستش دارم و بهش عادت کردم
به امید دیدار
با احترام یگانه
 
   

شعری از شیخ بهائی


همه روز روزه بودن، همه شب نماز کردن

 همه ساله حج نمودن ،سفر حجاز کردن

 

زمدینه تا به مکه، سروپا برهنه رفتن

 دولب ازبرای لبیک،به وظیفه باز کردن

 

به مساجد و معابد،همه اعتکاف جستن

 زملاهی و مناهی،همه احتراز کردن

 

شب جمعه ها نخفتن،به خدای راز گفتن

 ز وجود بی نیازش،طلب نیاز کردن

 

به خدا که هیچکس را ثمر آنقدر نباشد

 که به روی ناامیدی،دربسته باز کردن


شعری که دربالا مشاهده کردید شعری بود که چند روز پیش یک راننده تاکسی در ماشینش گذاشته بود و چند کپی از آن قرار داده بود تا اگر کسی می خواهد بردارد این راننده تاکسی می گفت که این شعر به دل روشنی می بخشد.
من خیلی از این شعر خوشم آمد خیلی خیلی ... امیدوارم شما نیز خوشتان آمده باشد
با احترام فراوان یگانه


   

خبر خبر خبر


سلام بر شما دوستان مهربانم

که خیلی دوستان دارم و مانند خواهر و برادران مجازی من می مانید و همان قدر که می توانستم به آن ها ارزش و احترام قائل باشم به شما نیز قائل هستم.

 




و اما خبر جدید:

بلاگی به نام سلول زنده به دست من و دوست مهربانم ساخته شده است که مربوط می شود به موضوعات علمی از جمله زیست شناسی و فیزیک و ....

خواهشمند است اگر تمایل دارید به این بلاگ بروید و نظرتان راجع به بلاگ بگویید و با نظر دادن در ساخت آن سهیم باشید.

لطفا از آوردن اسم شخصی بنده در بلاگ ((سلول زنده )) جدا خودداری فرمائید .

با احترام فراوان یگانه


            www.selolezendeh.blogfa.com

 

   

سوگند نامه بقراط








”من به آپولون، پزشك آسكليپوس، هيژيا و پاناكيا سوگند ياد ميكنم و تمام خدايان و الهه ها را گواه مي گيريم كه در حدود قدرت و بر حسب قضاوت خود مفاد اين سوگند نامه و تعهد كتبي را اجرا نمايم. من سوگند نامه و تعهد كتبي را اجرا نمايم. من سوكندو ياد ميكنم كه شخصيو را كه به من حرفه پزشكي خواهد آموخت مانند والدين خود فرض كنم و در صورت كه محتاج باشد درآمد خود را با وي تقسيم كنم و احتياجات وي را مرتفع سازم. پسرانش را مانند برادران خود بدانم و در صورتي كه بخواهند به تحصيل پزشكي بپردازند بدون مزد يا قراردادي حرفه پزشكي را به آنها بياموزم.
اصول دستورهاي كلي، دروس شفاهي و تمام معلومات پزشكي را جز پسران خود، پسران استادم شاگرداني كه طبق قانون پزشكي پذيرفته شده و سوگند ياد كرده اند به ديگري نياموزم.
پرهيز غذايي را بر حسب توانايي و قضاوت خود به نفع بيماران تجويز خواهنم كرد نه براي ضرر و زيان آنها و به خواهش اشخاص به هيچ كسو داروي كشنده نخواهم داد و مبتكر تلقين چنين فكري نخواهم بود. همچنين وسيله سقط جنين در اختيار هيچ يك از زنان نخواهم گذاشت.
با پرهيزگاري و تقدس زندگي وحرفه خودر ا نجات خواهم داد. بيماران سنگ دار را عمل نخواهنم كرد و اين عمل را به اهل فن واگذار خواهم نمود. در هر خانه اي كه بايد داخل شوم براي مفيد بودن به حال بيماران وارد خواهم شد و از هر كار زشت ارادي و آلوده كننده به خصوص اعمال ناهنجارو با زنان و مردان خواه آزاد و خواه برده باشندو اجتناب خواهم كرد.
آنچه در حين انجام دارد حرفه خود و حتي خارج ازو آن درباره زندگي مردم خواهم ديد يا خواهم شنيد كه نبايد فاش شود به هيچ كس نخواهم گفت زيرا اين قبيل مطالب را بايد به گنجينه اسرار سپرد.
اگر تمام اين سوگندو نامه را اجرا كنم و به آن افتخار كنم از ثمرات زندگي و حرفه خود برخوردار شوم و هميشه بين مردان مفتخر و سربلند باشم، ولي اگر آن را نقص كنم و به سوگند عمل نكنم از ثمرات زندگي وحرفه خود بهره نبرم و هميشه بين مردان سرافكنده و شرمسار ياشم.“



   

ملت مرده پرست


سلام
دیروز جاتون خالی رفته بودیم بهشت زهرا خدای من خیلی شلوغ بود خیلی خیلی فکر نکنم چندسال دیگر برای خود من هم جا باشد باید وصیت کنم  من رابه وادی رحمت ببرند
ما ملتی هستیم تازمانیکه آن فرد زنده است سراغش را نمی گیریم ولی زمانیکه فوت کرد 24  ساعته سر مزارش هستیم
بعد از دیدار مزار دوستان و آشنایان من خواستم که به غسالخانه بروم وببینم چگونه مرده را می شویند ولی مادر اجازه نداد و گفت یگانه تو همینطوری مشکل داری چه برسه بری جنازه ببینی
 و بعد پدر خواست که ما به قسمت شهدا برویم و مجبور شدیم برویم من و مادر نیز تیپ هایمان درست نبود البته درست بود و مثل همیشه سنگین بود ولی با اون جو جور در نمی آمد و همه بد نگاه می کردن به هر حال من که مثل همیشه اخم کردم و به قیافه کسی نگاه نمی کردم از ترس
به هر حالسر مزار خیلی افراد رتیم خیلی از شهدای انقلاب و جنگ از جمله طالقانی چمران و از همه مهم تر شهید پلارک.
بعد پدر من را برد مکانی که عکس های جنگ بود من که دهانم باز مانده بود چه عکس هی خدای من یکی پا نداشت یکی نصف صورت نداشت میومدم اشک بریزم پدر برمی گشت می گفت به به خانم دکتر آینده رو بیبین (من نمی دانم می خواهی دکتر شوی باید سنگ باشی ای بابا )
حتما شنیده اید که در بهشت زهرای تهران درقسمت شهدا مزاری وجود دارد که همیشه مرطوب است (خیس) و بوی گلاب می دهد خدای من چقدر شلوغ بود من وقتی رفتم جلو و نزدیک آن نشستم دیدم واقعا مرطوب است من شایعه پراکنی نمی کنم و تبلیغات نیز نمی کنم آن چیزی را مینویسم که دیده ام وبه آن اعتقاد دارم و به راست بود و دروغ بودن آن کاری ندارم چون نمی توانستم در آن جمع ترسناک و سیاه همه جای قبر را بگردم  یکی از افراد عادی آن جا بود و می گفت هر دفعه آمدم اینجا به همین صورت شلوغ بود
 خیلی برایم جالب بود 
   


به دشمنانت هزار فرصت بده كه دوست تو باشند ولي به

 دوستانت حتي يك بهانه نده كه دشمن تو بشوند.

   

از نشانه های کم دانشان و دانشوران




همچنان که اندازه ی ثروت و مکنت مردم از روی زندگانی و حساب بانک ایشان آشکار می شود تعیین میزان دانش اشخاص نیز آیین و روش و علائم دارد:

1) یکی از نشانه های کم دانشان تعصب بی پایان ایشان است به آنچه میدانند و به آنچه آموخته اند و آنچه به انس و الفت گرفته اند.

2) آنکه دریا ندیده برکه ی خود را دریا می پندارد ، و  آنکه به دریا متصل استاصلا خود را در میان هم نمیبیند.
کسی که به دانش خود دلبستگی غرور آمیز دارد به همان میزان از خرد دور شده است

چو بر دانش خویش مهر آوری                               خرد را زتو بگسلد داوری

از نشانه های دیگر مرد دانشی:
1) سخندانی و سخنگویی به هنگام اوست به نحوی شیوا و دل انگیز که اندیشه پر خیده را سخن آراسته جلو گر می کند
تو چندان که باشی سخنگوی باش                               خردمند باش و جهانجوی باش

2)او اندیشه و هنر دیگران را ارجمند می شمارد در کارهابا مردمدانا مشورتمی کند و از انیشه مندی و فرزانگی ایشان بهرمند می شود

چنین گفت با منیکی هوشمند                    که جانش خرد بود و رایش بلند :
((هر آنکس که دارد روانش خرد                   زدانا به تدبیر رامش برد ))

3) از نشانه های دیگر آزادگی و وارستگی و فضیلت اخلاق اوست و از آزار مردم به دور می ماند.
هر آنکس که دید از بلندی نشیب                  نبیند دل خویش را در فریب

متنی که در سمت بالا مشاهده کردید و امیدوارم خوانده باشید و خوشتان نیز آمده باشد  از کتاب مهجوری و مشتاقی تالیف پروفسور فضل الله رضا است که وقتی صبح داشتم این کتاب را می خواندم وقتی به این مطلب رسیدم خیلی خوشم آمد  و  خلاصه ای از آن را دربلاگ قرار دادم .بسیار کتاب زیبایی است و انسان ساز است  شاید بعضی مطالبش برای من سنگین بیاید ولی مطالبی دارد که من سعی می کنم خود را با آن ها بسازم . امیدوارم خوشتان بیاید

با احترام یگانه
   

 

 

چند روز پیش یک مطلب بسیار جالب دیدم  و می تونم بگم هم خوشحال شدم و هم بسیار ناراحت

موضوع از این قرار است که دانشمندان علم  ژنتیک با ترکیب ژن های خوک، شامپانزه و خرگوش موجودی را ساخته اند که تمام علائم حیات را دارد ( ضربان قلب و ...) این موجود درد را احساس می کند ولی نمی تواند جیغ بکشد  عمر این موجود کوچک 1 الی 3 سال است و بعد از اینکه از جعبه بیرون می آید حیاتش شروع می شود و به صاحبش عادت می کند

من از این خوشحال شدم که علم بسیار پیشرفت کرده است و از این اندوهگین شده ام که این موجود وسیله ی بازی کودکان قرار می گیرد و کودکانمان از طبیعت فاصله می گیرند بی وفا می شوند و صد مشکل دیگر که خود می دانید .

همین امروز داشتم با پسر خاله ی آمریکایی ام در مورد خواهر جدیدش صحبت می کرد و او برگشت گفت من نمی خواهم آدم وقتی می تواند این را بخرد خواهر می خواهد چی کار گفتم عمر این موجود 3 سال است بهش عادت می کنی و می میرد او نیز با کمال خونسردی برگشت گفت یکی دیگه می خریم

اطلاعات بیشتر : www.genpets.com
 

 

   




چند روز پیش داشتم با دوستم درباره ی بیماری دکتر صحبت می کردم و می گفتم چرا اینگونه افرادی پاکی و ارزشمند برای جامه و اطرافیان به همین راحتی باید از دست بروند و ما نتوانیم بیماری او را درمان کنیم و از سرطان نجاتش دهیم و هردو به این نتیجه رسیدیم که در دبیرستان به خاطره معدل درس می خوانیم ودر دانشگاه به خاطره مدرک و داریم نتایج تحقیقات گذشتگانمان را می خوانیم و خود تحقیق آنچنانی نمی کنیم
خیلی ناراحتم خیلی می دانم گفتن اینکه راه درمان سرطان را کشف کنیم خیلی راحت است ولی انجامش سخت ولی من مطمئنم می توانیم
با احترام یگانه

   




دیروز به من خبر رسید که معدل امسالم نیز بسار خوب شده است: 19/09
واقعا از بیدار خوابیها و ازاضطرابهای الکی خسته شده بودم ولی پدر می گفت برای خستگی زود است و حالا خیلی تا دکترا مانده است و خستگی در این سن معنی ندارد دیدم راست می گوید ولی یگانه باز هم ازت ممنونم و بهت تیریک می گویم و امید وارم تا دکتر من را به همین صورت کمک کنی

   
درباره وبلاگ
لینکهای روزانه
دوستان من
نوشته های پیشین
سایت پشتیبان
مرجع وبمسترهای فارسی زبان
امکانات
کاربران آنلاین: نفر
بازديدها : بار

جهت کپی URL فید RSS این وبلاگ کلیک کنید
RSS چیست ؟

Powered by BLOGFA.COM